سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

122

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

شد ، از جاى برخاست و امام حسن عليه السّلام را روى دوش گذاشت . در همين لحظه مقدارى از آب دهان حسن عليه السّلام بر روى بدن پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله چكيد . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله سر برداشت و هويدا شد كه حسن عليه السّلام خرمائى در دهان دارد و اين لعاب از دهان اوست . بلافاصله پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله انگشت در دهان او فرو برد و خرما را بيرون آورد و فرمود : مگر نمىدانى صدقه بر آل محمد صلَّى اللَّه عليه و آله حرام است ؟ مؤلف گويد : « احمد حنبل » اين روايت را با اندك اختلافى ، در صفحه 406 و 466 آورده است . [ همان كتاب 3 / 489 ] به سند خود ، از « ابو عمير » نقل مىكند كه در يكى از روزها ، حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب بوديم كه مردى با طبق خرما بحضور مبارك شرفياب شد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آيا اين خرماها صدقه است يا هديه ؟ عرض كرد : صدقه است . حضرت فرمود : آنها را در اختيار حاضران بگذار . در اين هنگام كه امام حسن عليه السّلام حضور داشت و بازى مىكرد ، خرمائى برداشت و در دهان گذاشت . رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله انگشت در دهانش فرو برد و آن خرما را بيرون آورد و به سوئى افكند و فرمود : بر ما آل محمد صلَّى اللَّه عليه و آله صدقه حرام است . اين حديث را به طريق ديگر هم روايت كرده است . [ همان كتاب 2 / 201 ] به سند خود ، از « ربيعهء شيبان » روايت مىكند ، در ملاقاتى كه با حضرت حسين بن على عليه السّلام داشتم ، عرض كردم : از خاطراتى كه با پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله داشتيد ، برايم بيان كن . فرمود : در يكى از روزها ، بالاى غرفه رفتم . خرمائى برداشتم و آن را در دهان گذاشتم . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله متوجه شد و فرمود : آن خرما را دور انداز ، براى اينكه آن خرما ، صدقه است و استفاده كردن از صدقه براى ما حرام است . [ كنز العمال 3 / 320 ] از « ابو عمره رشيد بن مالك » روايت مىكند كه حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب بوديم ، طبق خرمائى آوردند . حضرت پرسيد :